تبليغاتX
به نام انکه از مادر مهربان تر است

به نام انکه از مادر مهربان تر است

هر کس بد ما به خلق گوید ما دیده به بد او نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم

سلام به همه دوستان عزیز

+ نوشته شده در  87/06/06ساعت 10:4 PM  توسط یه پسر  | 

تو را برای خودم می خواهم

چشمانت را براي زندگي مي خواهم

 اسمت را براي دلخوشي مي خوانم

دلت را براي عاشقي مي خواهم

 صدايت را براي شادابي مي شنوم

 دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم

 عطرت رابراي مستي مي بويم

 خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 3:44 AM  توسط یه پسر  | 

با من بمان

   کاش مي شد با تو بودن را نوشت

تا که زيبا را کشم بر هر چه زشت

 کاش مي شد روي اين رنگين کمان

 مي نوشتم تا ابد با من بمان

 

+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 3:32 AM  توسط یه پسر  | 

http://i38.tinypic.com/29ynj1u.jpg

webha.blogfa.com

+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 1:10 AM  توسط یه پسر  | 

ای کاش میدانستم

ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد و آخرین کسی که منو فراموش میکند کیست؟

+ نوشته شده در  87/04/14ساعت 3:6 AM  توسط یه پسر  | 

چارلی چاپلین

چارلی چاپلین می گوید :

 «ما بسیار فکر می‌کنیم و بسیار اندک حس می‌کنیم. در دنیای ماشین‌سازی، ما به انسانیت نیازمندیم. بیش از هوشمندی، به مهربانی و لطف نیازمندیم. بدون این صفات، زندگی خشن خواهد بود و از دست خواهد رفت.»

به نظر من که چارلی درست گفته شما چطور؟

 

+ نوشته شده در  87/03/11ساعت 12:0 PM  توسط یه پسر  | 

همه خوبیها را در بریدن طمع از آنچه در دست مردم است دیدم

bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  87/03/02ساعت 6:17 PM  توسط یه پسر  | 

اشک آسمان. . .

اشک آسمان. . .

ای کاش می شد فهمید


در دل آسمان چه می گذرد


که امشب با ناله ای بغض آلود


بر دیار این دل خسته


اشک می ریزد

star66.blogfa.com

+ نوشته شده در  87/02/26ساعت 9:21 PM  توسط یه پسر  | 

و اما ....

 وقتی می گويم دوستت دارم شايد تصور كنی تنها چند واژه ی ساده را در كنارهم گذاشته ام و جمله ای را بيان كرده ام اما...

اين تنها يك جمله نيست!

دنيای لبريز از رويا های سبز و سرخ! همين جمله كوتاه ...!

آری همين چند واژه کوتاه خود كتابيست سر شار از معنا!

دوستت دارم يعنی بی حضور تو زندگی برايم بی معناست

بی تو دنيای من به سردی می گرايد و چشمانم بی فروغ ميگردد!

يعنی قلب من منزلگاه توست و وجودم سرزمينی كه تخت پادشاهیش را تنها لايق تو می داند

يعنی می خواهم در سايه سار نگاه پر مهرت لحظه ای بيا سايم و در پهنه ی پر احساس كلامت نفسی تازه كنم .

می خواهم در وسعت بی انتهايی قلب تو سكنی گزينم

و تا ابد تفرجگاهم آبی بی كران آسمان و سرخی شور انگيزه خورشيد قلب تو باشد.

می خواهم تنها با تو زندگی كنم و در كنار تو ........ تكيه گاهم تو باشی!

كبوتر سپيد وجود من بی حضور تو جان خواهد باخت پس با من بمان تا زنده بمانم!

در انتظار وصالی خوش!

زيرا كه زنده بودن بی حضور محبوب تنها مرگيست در بستر تنهايی و فرا ق!

همچو كوه بودم استوار قد بر افراشته بودم به بهانه سر سختی!

دم از قدرت می زدم در مقابل عاطفه چون سنگ مقاوم وبی نفوذ!

هرآنچه پيش آمد به طعنه ی انكار پس زدم وتو آمدی و چون قطرات نرم و زلال آب در من نفوذ كردی!

و آن كوه استوار در مقابل تو به زانو درآمد! نرم شد و غوغای درونش در آرامش نگاه پر مهر تو آرام گرفت و ديد كه بی حضور تو بی بهاست و سلام تو توان اوست!

پس وقتی می گويم دوستت دارم

تنها يك جمله نگفته ام!

دنيایی را به تصوير كشيده ام!

سر زمينی را از عمق وجود خويش...!

سر زمين دل و اين كلام قلبيست كه با هر تپش خود ميگويد:

""
عاشقانه دوستت دارم فرشته ی من ""

bahram-ghaledejh.blogfa.com

+ نوشته شده در  87/02/26ساعت 3:0 PM  توسط یه پسر  | 

دل دیوایه ی من....

صنما با غم عشق تو چه تدبير كنم

تا به كي در غم تو ناله ي شبگير كنم

                                        دل ديوانه از ان شد كه نصيحت نشنود

                                         مگرش هم ز سر زلف تو زنجير كنم

                                         حافظ

+ نوشته شده در  87/02/26ساعت 2:30 PM  توسط یه پسر  | 

باران...

يگر زبان باران بند آمد

و سياهي از نفس افتاد

باران حضورت را مي‌نوشت

و صورت رفتن


نهايت هيچ آمدني از خودم نبود


در سکوتي کاغذي

نفس‌ام خشکيد

تا ضربان

به زانو درآيد و لحظه‌ي آخر

در قلبم مچاله شود

باران که ايستاد


صورتم از صراحت رفتن ريخت

تلخي از زبانم بند نيامد

و سياهي از چشم تو نرفت .

mygod1385.blogfa.com

+ نوشته شده در  87/02/26ساعت 2:1 PM  توسط یه پسر  | 

راه اندازي موتور جستجوي سبز(ياهو)

كمپاني ياهو موتور جستجوي سبز را راه اندازي كرد ه كه در قبال جست و جو به وسيله ان خود را متعهد به به كاشت درخت كرده است.

ecocho.com.au كه حدود ۲۰ روز قبل راه اندازي شد به عنوان يك شبكه پورتال ميان كاربران و موتور هاي جست و جو مانند گوگل و خود ياهو است .اين سايت ادعا كرده است كه در ادعاي هر هزار جست  و جو 

توسط اين موتور دو درخت توسط مسولان سايت كاشته  و پيام عملي شدن اين تعهد در صفحه هزارمين كاربر ظاهر مي شود.

اين سايت براي افزايش اطمينان كاربران خود تحت پوشش خود ياهو كار مي كند و به واسطه اعتبار اين كمپاني  به كاربران اطمينان مي دهد كه سرعت جست و جو ي مطالب در حد گوگل است .

به طور طبيعي استفاده از اين سايت به نوعي حس طبيعت دوستي را در افراد بيدار مي كند .مسولان سايت اميدوارن كه اين برنامه در جهت فرهنگ سازي در اين امر پيش رود

+ نوشته شده در  87/02/25ساعت 5:3 PM  توسط یه پسر  | 

امروز ديگر تو...

خداحافظ
امروز ديگر تو را ترك خواهم گفت . اصرار نكن ديگر نمي مانم. بعد از اين همه كه مرا آزردي حالا در اين دقايق آخر با من مهرباني مي كني؟
اين اشكهاي گرم و سوزاني كه در چشمانم غلتانست با تو چه مي گويند و از من چه مي خواهند؟ جز اينكه تنها وفاداري را آرزو مي كنند؟ ولي من آنها را مايوسانه از خودم مي رانم چون وفايي در تو نميابم. آري مي روم خداحافظ . دوست دارم دور از تو جان بسپارم تا صداي قهقه خندهايت را بگوشم نشنوم.
بگذار بروم و از تو فرسنگها دور باشم . نمي دانم به من چه خواهند گفت در حاليكه با دلي شكسته و پريشان باز مي گردم و با تو چه خواهند كرد آن ناز و عشوه هايي كه تو را مجذوب كرده است. بر دل ها آتش مي زني اما باز گناه را به من نصبت خواهند داد و تقصير را بر گردن من خواهند نهاد . راست است كه يك دل و يك عشق تو را كافي نيست. توبايد دلها بسوزي . بدبخت من ، كه جز يك دل و يك عشق نداشتم.
خداحافظ ، گريه نكن كه باور نمي كنم مرا دوست بداري . شايد اين اشكها بخاطر تنهايي باشد ولي نترس تو را تنها نمي گذارند . اين من هستم كه بايد بگريم . تنها من هستم كه جز تو ندارم ، و تو هم مرا نمي خواهي .
من بايد آه بكشم و اشك بريزم ولي كجا در تو اثر خواهد كرد؟ مي خواهم بروم ديگر اين سوگندها كه در پيشم ياد مي كني و قسم ها كه پي در پي بر زبان مي آوري نخواهد توانست مرا از رفتن باز دارد .
فراق تو برايم زياد سخت است زياد ، ولي بيش ازاين تاب بي وفايي و بي مهري هايت را ندارم. كجا برايم عزيز و دوست داشتني تر از كنار تو بود اگر با من كمي مهربان مي بودي؟ حال كه مرا دوست نمي داري ، حال كه با من بي وفايي مي كني ، حال كه من پناه گاهت نيستم ، حال كه.... ديگر خداحافظ .


آن زمان كه دوستمان مي داشتند ، دوستشان نداشتيم. آن زمان كه قدرمان را مي دانستند ، قدرشان را ندانستيم و آن زمان كه ما را گرامي مي داشتند ، گراميشان نداشتيم . و حال كه به قدر وارزششان پي برديم آنها هستند كه ما را ترك خواهند گفت . زيرا كاسه صبر هر چه قدر هم كه بزرگ باشد سرانجام روزي لبريز خواهد شد

(دكتر علي شريعتي)

aroomkhanoom.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  87/02/25ساعت 4:12 PM  توسط یه پسر  | 

هیچ اگر سایه پذیرد     ما همان سایه هیچیم (ناشناس)
+ نوشته شده در  87/01/04ساعت 10:39 PM  توسط یه پسر  |